آویزان تا می کنی مرا بر دامنت هنگام افسون تو...

آویزان تا می شوم بر یادم می آیی هایت هنگام افیون من...

بزُدا... بزُدا... بزُدا مرا از خود٬ خاک آلود تنم٬ هنگام افسونِ تو...

چشم هایِ من گِرد٬ با باد می پیچد زوزه دار دود از دهان٬ هنگام افیون من... 

بپاش٬ بریز پادمن٬ پادمن بپاش بریز٬ بزدا٬ بزدا...

بدزدا٬ به دزدانِ هنگام افسونِ تو که مرا ربودی پنهان به دستِ دیگری نیرنگ... نیرنگ...