گِل من بودم
گُل تو بودی
گِل من بودم
آب تو بودی
گِل من بودم
سفیدِ سفید حریر تو بودی
گِل من بودم...
عشقم می داری اگر
مرا آویزانِ بازو می دانی اگر
با من تویی خوب اگر اگر
گِل آلودیِ گُلِ خود را اشک
چرا می ریزی؟
طرح گِلِ حریر سفیدِ سفیدِ تقدست
من نشدم؟
من طرحی خوب نیستم
من طرحی بدم بر سفیدیِ حریرِ...
اشک چرا از گِلِ عشق آلودی ات
می ریزی؟
من لعنتی ام؟
من خروسِ چشم سفیدِ نفرت انگیزم؟
هستم...
اگر عشقم می داری
اگر بد بد بد نیستم
آغوش خوابِ مرا
چرا اشک می ریزی؟
من لعنتی ام...؟
گلویم
بغضم از انگشتانم می چکد
بغضم از انگشتانم می بینی؟
بغضم از انگشتانِ لعنتی ام...
اشک اگر دوستم می ورزی چرا
می ریزی؟
بغضم از انگشتانِ یخ...
+ نوشته شده در ساعت توسط سیاه
|
سیاهِ نالنده، نَر است... نَر...