سفر بزرگِ اول بود به درونیانِ من
سفر تو را سِیر کرد
سفر تو را رفت رفت رفت...
سفر کوچکِ دوم بود به زمینت
دور دور دور شدی از نزدیک
ولی روح کوچکِ کوچک مانده یِ من
تویِ پیراهنت جا ماند...
خواندم جا جا جا جا
روح شیطانِ من
شیطانی نه ها
شیطان
جایش را خوب بلد است...
تویِ پیراهنت به لالا نفروییده است؟
گولت زد...؟